در ایستگاه

آوریل 18, 2009

در ایستگاه اتوبوس هستم . هوا به طرز خفه ای مرطوب و گرم است

دستانم روی لپ تاپ عرق میکنند

یکی از همکارانم دختری اندونزیایی است که در اداره به صراحت و  شیرین عقلی شهره است  … کنارم می نشیند

چپ چپ نگاهم میکند با خشم … نگاه نفرت انگیزی هم به صفحه ی لپ تاپ می اندازد

من با تعجب نگاهش میکنم … لبخند میزنم و از او سئوال میکنم روزت چه طور بود

در جواب صدایی از خودش در می اورد چیزی شبیه : هههههه

سرم را روی صفحه بر می گردانم که به یک باره با لحنی تهاجمی می پرسد  :

شما ایرانی ها همتان مثل هم هستید ؟ دائم سعی دارید دختر ها را اغفال کنید نه ؟

پرسیدم چطور؟ گفت خواهر18  ساله ام با پسری ایرانی دوست است به او قول ازدواج داده … خواهر احمق من هم باور کرده

گفتم شاید واقعا قصد ازدواج دارد بنده ی خدا

جوابی نداد در عوض پرسید  شما به خانوادتان احترام نمیگذارید ؟

دوباره پرسیدم چطور ؟

گفت : مادر ِ پسرک در خانه است او با خواهر من به رختخواب می رود… این مسئله در فرهنگ ما راحت هضم نمیشود …تو مادرت به  دیدنت بیاید اینطور رفتار میکنی ؟

راستش مادر من در قید حیات … حرفم را برید :

شما ایرانی ها سایز آلت تان بزرگ است نه ؟

اول از تعجب خشکم زد بعد گفتم : راستش من شنیدم این مسئله اعراب  را ممتاز میکند

کنجکاوانه به شلوار من نگاه می انداخت و من احساس بدی داشتم در یک لحظه فکر کردم جواب دندان شکنی بدهم  تا از حیثیت ملی دفاع شود … در جستجوی پاسخ مناسب خدمات کورش کبیر و قیمت قالی ایرانی و دریبل های مسعود شجاعی از نظرم گذشت اما انگار هیچکدام مناسب نبود. الت چیز دیگری بود … همچنان در افسوس و تعمق بودم که پرسید : تو دوست دختر یا همسر داری ؟

گفنم : نه !  (نمیدانم چرا دروغ گفتم ! رابطه ای چند ساله دارم)

- چرا نداری ؟

نه ظاهر درستی دارم نه جیبی پر پول – اعتماد به نفس را هم که خدا بیامرزد

اتوبوس رسیده بود و صدای هم را به زحمت می شنیدیم

بعد گفت امشب برنامه ات چیست ؟ حوصله داری یکی دو تا ابجو با هم بخوریم

لپ تاپ را ریز بغل گرفتم و بی درنگ فریاد زدم : با من ازدواج میکنی؟

مبهوت نگاه کرد…

خندیدم و پریدم توی ماشین .

از پنجره نگاهش کردم لبخند شیرینی زد و سرش را به طرفین تکان داد

امیر

One Response to “در ایستگاه”

  1. mahmood Says:

    با قلمت حال ميكنم خيلي روونه و ساده . منتها كاش وقت كني بيشتر بنويسي .


Leave a Reply