big-jam

چندی پیش نوشته ای داشتم در غالب انیمیشن و خشونت . یکی از دوستانم که مادر نگرانی هم هست پست را خوانده بود و اذعان داشت که پسرش عاشق خشونت در انیمیشن خصوصا جنگ و ربات ها و ..است در غیر این صورت به کارتون علاقه نشان نمیدهد و به سراغ کاری دیگر میرود

با هم پای صحبت نشستیم و او هراسان بود که نسل فردا چنین و چنان خواهد شد …

*                           *                             *

اواسط دهه ی شصت سریال های کارتونی به یاد ماندنی زیادی خریداری شد … چندی پیش به یاد بنر , سنجاب نارنجی رنگ افتاده بودم . داستان ساده ای داشت اما در موازات با پوسته ی داستان مفاهیم و مباحث متکلفی نهفته بود که هضم برخی از انها هنوز هم برای من کار دشواری  است.

من کودکی بودم ساندویچ کره مربا به دست که با موضعات سنگینی رو به رو می شد.

اول .انسان صنعتی طبیعت را با توحش مورد تهاجم قرار داده است و درخت های بلوط که خانه ی مادر سنجاب است را یک به یک قطع میکند.

دوم .مادر بنر او را  پنهان میکند تا از تهدید بشر در امان باشد اما کجا؟ در مزرعه ای که انسان ها ساکنش هستند. (از چاله به چاه)

سوم. مادر ناپدید میشود و هرگز باز نمیگردد

چهارم. بنر را گربه ای خانگی بزرگ میکند که بنر او را مامان گربه صدا میزند

پنجم. در پی اتش سوزی مزرعه مامان گربه با ساکنین مزرعه نقل مکان میکند و بنر جا میماند

ششم. روز بعد بنر که خود را در تنهایی مطلق یافته با فریاد های هیستریک و گریه الود مامان گربه را صدا میزند اما…

هفتم. بنر تصویر خانه سوخته در اتش را از دور نگاه میکند و به جنگل میرود تا با وحش اشنا شود

هشتم. “عمو جغد شاخدار” حیوانی است که عاشقانه بنر را دوست دارد برای او مثل پدری نداشته است اما در عین حال به واسطه ی غریزه اش در پی فرصتی است تا بنر را ببلعد. وقتی بنر از سر و کولش با لا میرود مدام در حال استغفار و مقابله با نفس است .

نهم. بنر سردرگم است … او به بلوغ جنسی رسیده و به یک روزه عاشق “سو” سنجاب بنفشی است که تا امروز او را فقط یک هم بازی می دانسته و بس…

و….و…

نگاهی اجمالی به این سریال رفتار ها و خصوصیات نسل من را توجیه میکند . امروز سلیقه ی بچه ها به انقلاب روباتها و ساینس فیکشن هایی پر از اغراق و مبالغه و انفجار متمایل شده. به نظر شما خشونت کدام بیشتر است ؟

خشونت بنر هنوز بعد از این همه سال من را آزار میدهد .

ادامه دارد …

One Response to “انیمیشن و خشونت . قسمت اول : انقلاب روباتها”

  1. مون Says:

    راستش به نظرم خشونتي كه شما ازش صحبت مي كنين توي اين كارتون خشونت ذاتي زندگي ست و توي اين سريال دست و پنجه نرم كردن با اون بود كه بيشتر به نمايش گذاشته مي شد. كه به نظرم خيلي واقع گرايانه بود .يادم است كه اين سريال براي من گاهي خيلي تلخ و در عين حال زيبا بود به خصوص جريان عشق عمو جغد شاخ دار به بنر كه باعث مي شد با ميل ذاتي ش براي خوردن اون مبارزه كنه ..مدتي پيش سريال ماداگاسكار(نمي دونم اسمشو درست نوشتم يا نه ) رو ديدم كه برام اتفاقن دوباره صحنه هاي مقابله با نفس عمو جغد شاخ دار زنده شد .و صحنه اي كه شير خودش رو در يه محدوده حبس كرده بود كه به دوستش صدمه نزنه به شدت گريم گرفت والان هم حتي از ياداوريش گريه ام ميگيره. چيز ديگه كه توي اين سريال به نظرم خيلي جالب بود شخصيت بنر بود كه هيچ دركي از بدي و بد خواهي نداشت و با افكار از پيش ساخته شده كه دوستي يه سنجاب با جغد رو مضحك و عجيب و اشتباهي بزرگ تعريف مي كرد وقعي نمي گذاشت . چيزي كه من فكر مي كنم اينه كه خيلي كارتون هاي زمان ما از هر نظر روانشناسانه كه بهش نگاه شه كارتون هاي لطيف تر و بي سرو صداو جنجال تر و البته عميق تري بودند كه نكته هاي اساسي و مهم زندگي رو به بهترين لحن بيان مي كردند و يه چيز ديگه كه فكر مي كنم اينه كه خب از اون جا كه جامعه داره به سمتي مي ره كه ديگه خيلي چيزها معناي خودشون رو ازدست دادن و در واقع يه جور با بحران معنا مواجه شديم اين سريال ها هم ديگه قطعن نياز الان نيستن و شايد همين كارتون هايي كه راستش بعضي هاش به نظرم واقعن يه تخيل بيمارگونه و ازدحام و سروصدايي بيش نيست رو طلب مي كنه .


Leave a Reply