خودنویس پارکر
نوامبر 12, 2008
پدرم اصرار داشت که دستخط مرد نشانه ی شخصیت اوست به همین منظور تکالیف نوشتاری که آن زمان مشق شب اطلاق می شد رایک بار خودش با خودنویس پارکر مخصوصش مینوشت و بعد ار من میخواست که انحنا و ظرافتش را عینا تقلید کنم. نوشتهای من گاهی تا چندبار پاره می شدند چون او رضایت نداشت . در کتاب فارسی پنجم ابتدایی قسمتی گنجانده شده بود مخصوص خوشنویسی که مطمئنا با دیدنش نوشتالژی آزارتان خواهد داد . امروز که اتفاقا این صفحه به دستم رسید یاد پدرم و سختگیرهایش افتادم و حسابی دلت تنگش شدم . در اخر لازم میدانم اضافه کنم که من نهایتا صاحب دستختی برازنده شدم اما او هرگز حاضر نشد خودنویس پارکر محبوبش را به من ببخشد !
انیمیشن و خشونت . قسمت دوم : شستشوی مغزی
نوامبر 11, 2008
تصمیم گرفتم نوشته ی دیروز را در یک پست دیگر ادامه دهم . زندگی طبیعت خشنی دارد و من با این گفته موافقم. اما به نظر شما آیا واقعا باید کودک را در سن پایین از طریق کارتون اماده کرد یا به عبارت دیگر شتشوی مغزی داد ؟ شاید!
در ایالات متحده عده ی کثیری با fairy tail و داستان های لطیف کمپانی دیزنی مخالفت میکنند چون معتقدند فرزندشان از دنیای بیرحم حقیقی فاصله میگیرد و در اجتماع خشن و پر از قساوت امریکا توالی بحرانها را تجربه میکند. یکی از دوستان با اشاره به کارتون “ماداگاسکار” غریزه ی شیر (Alex) و وسوه های عمو جغد شاخدار را مقایسه کرده بود. نکته ی فوق العاده ی بود, اگر یک بار دیگر قسمت تقابل شیر و غریزه ی وحشی اش را در ماداگاسکار مرور کنیم بهره گیری از انبوه دیالوگ های کمدی و فیلم هایی چون “American Beauty” و … را می بینیم . به بیان دیگر نویسنده تمام تلاش خود را میکند تا مفهوم سنگین غریزه را برای کودک نرم و ساده و قابل هضم کند .این مضمون بیش از بیست سال پیش به ما معرفی شد . زمانی که در سایر جوامع کودکان هنوز شاهد داستان های رمانتیک شاهزاده ی سوار بر اسب سفید و بوسه ی شفا بخش و … بودند
من معتقدم ماداگاسکار بعد از این همه سال قدمی رو به جلو برای اماده سازی ذهن کودکانی است که بر حسب عادت, کارتون های هالیوود را نبرد اجتماع حیوانات شاد و خوش و خرم با گرگ خونخوار , روباه مکار یا ببر بنگال میپندارند.
متاسفانه زمان جنگ و اوایل انقلاب در کشور ما کسی برای حساسیت روحیات کودک ارزشی قائل نشد و بچه ها مفاهیم سنگین را مثل لقمه هایی بزرگ به سختی بلعیدند .مسئولین حتی موسیقی سریال بچه های آلپ (آنت و لوسین) را با قطعه ی سنتور اقای انتظامی تعویض کرده بودند که : دوره ی جنگ است نکند بچه ها شاد و بیخبر باشند که پدران و برادران شهید میشوند . اهنگ بیگانه ی ژاپنی چرا ؟ چرا تار و سنتور کمانچه نه؟ بگذارید ناسیونالیسم را در به رگ های فرزندانمان که میراثداران انقلاب هستند از همین اوان کودکی تزریق کنیم. اجازه بدهید این بحث را اینجا تمام کنم و دیگر از برنامه های تاریک و خفقان اوری چون “کار و اندیشه” یاد نکنم . به هرصورت هر گونه بر ما گذشت مهم نیست . کودکان امروز اگر چه کمی روح خشونت طلبی دارند و به واسطه ی پریود زمانی که در ان بزرگ میشوند حساسیت نسل ما را ندارند اما فراموش نکنیم هنور لطیف …حساس و اسیب پذیرند و تا دلتان بخواهد نکته بین هستند .
انیمیشن و خشونت . قسمت اول : انقلاب روباتها
نوامبر 10, 2008
چندی پیش نوشته ای داشتم در غالب انیمیشن و خشونت . یکی از دوستانم که مادر نگرانی هم هست پست را خوانده بود و اذعان داشت که پسرش عاشق خشونت در انیمیشن خصوصا جنگ و ربات ها و ..است در غیر این صورت به کارتون علاقه نشان نمیدهد و به سراغ کاری دیگر میرود
با هم پای صحبت نشستیم و او هراسان بود که نسل فردا چنین و چنان خواهد شد …
* * *
اواسط دهه ی شصت سریال های کارتونی به یاد ماندنی زیادی خریداری شد … چندی پیش به یاد بنر , سنجاب نارنجی رنگ افتاده بودم . داستان ساده ای داشت اما در موازات با پوسته ی داستان مفاهیم و مباحث متکلفی نهفته بود که هضم برخی از انها هنوز هم برای من کار دشواری است.
من کودکی بودم ساندویچ کره مربا به دست که با موضعات سنگینی رو به رو می شد.
اول .انسان صنعتی طبیعت را با توحش مورد تهاجم قرار داده است و درخت های بلوط که خانه ی مادر سنجاب است را یک به یک قطع میکند.
دوم .مادر بنر او را پنهان میکند تا از تهدید بشر در امان باشد اما کجا؟ در مزرعه ای که انسان ها ساکنش هستند. (از چاله به چاه)
سوم. مادر ناپدید میشود و هرگز باز نمیگردد
چهارم. بنر را گربه ای خانگی بزرگ میکند که بنر او را مامان گربه صدا میزند
پنجم. در پی اتش سوزی مزرعه مامان گربه با ساکنین مزرعه نقل مکان میکند و بنر جا میماند
ششم. روز بعد بنر که خود را در تنهایی مطلق یافته با فریاد های هیستریک و گریه الود مامان گربه را صدا میزند اما…
هفتم. بنر تصویر خانه سوخته در اتش را از دور نگاه میکند و به جنگل میرود تا با وحش اشنا شود
هشتم. “عمو جغد شاخدار” حیوانی است که عاشقانه بنر را دوست دارد برای او مثل پدری نداشته است اما در عین حال به واسطه ی غریزه اش در پی فرصتی است تا بنر را ببلعد. وقتی بنر از سر و کولش با لا میرود مدام در حال استغفار و مقابله با نفس است .
نهم. بنر سردرگم است … او به بلوغ جنسی رسیده و به یک روزه عاشق “سو” سنجاب بنفشی است که تا امروز او را فقط یک هم بازی می دانسته و بس…
و….و…
نگاهی اجمالی به این سریال رفتار ها و خصوصیات نسل من را توجیه میکند . امروز سلیقه ی بچه ها به انقلاب روباتها و ساینس فیکشن هایی پر از اغراق و مبالغه و انفجار متمایل شده. به نظر شما خشونت کدام بیشتر است ؟
خشونت بنر هنوز بعد از این همه سال من را آزار میدهد .
ادامه دارد …


